| و تَن فدای وطن | ... |
پلان۱:
۲۲بهمن هست، از راهپیمایی رسیدهام، نای بلند شدن ندارم، آدم پیادهرویی نیستم.
درحال استراحتم که مهمان میآید، بعد از صحبتها، قرار حضور در راهپیمایی یک ماه دیگر را میگذارند،
میگویم: معافم کنید، عاشقِ مبارزه با اسرائیلم ولی پاهایم یاریام نمیکند خصوصا با دهان روزه.
پلان۲:
هنوز اسفند به نیمه نرسیده، چند روزیست درحالِ رفتوآمدم.
صبحها در تشییع شهید و شبها در تجمعِ شهری.
فکر بَرَم میدارد، این پاها همان پاها هستند؟
یا بقدر رشد دغدغهها، پاها هم قویتر شدهاند؟
آری، و تَن فدای وطن…
|
[پنجشنبه 1404-12-14] [ 03:42:00 ب.ظ ]
|



